آیدین در اصفهان
یک روز خانواده ما و خانواده زهرا رفتیم اصفهان میدان امام و بچه ها حسابی بازی کردند و گز خوردند و بریونی و ... کالسکه اسب ها رو هم تماشا کردند. ...
نویسنده :
مامانی
10:10
کادوی تولد
دیروز کادوی تولد آیدین که بابایی براش سفارش داده بود رسید. آیدین از خوشحالی نمیدونست چکار کنه . آخه یه مدتی که من و بابایی و آیدین برای تمرین رانندگی میرفتیم وقتی برمیگشتیم خونه چرخونکش رو برمیداشت و با خودش تمرین میکرد. میگفت کلاجا بگیر بزن یک . بزن دو . گاز بده نترس نگو تمام مدت داشته حرفای ما رو ضبط میکرده قربونش برم. دیگه این شد که بابایی گفت حتما براش ماشین میخرم. البته قصد خرید داشتیم ولی برای تولدش فراموش کردیم که سفارش بدیم و برای همین کادوش بعد جشن تولدش رسید . مبارکت باشه گلم ... یه دنیا ممنون از بابایی ...
نویسنده :
مامانی
10:41
نقاشی
اینم یکی از نقاشی های آیدین که موقع کشیدنش شعر چشم چشم دو ابرو رو هم با خودش میخوند ...
نویسنده :
مامانی
10:29
مدل خواب
بازم چند مدل خواب جدید آیدین رو میزارم .خوب بخوابی گلم ...
نویسنده :
مامانی
9:09
سواری !
آیدین از این الاغ زهرا خوشش اومده و همیشه با زهرا سرش دعوا دارن که کی سوار بشه . ولی برای تولدش هرچی گفتیم الاغ بخریم گفت نه . حالا با اژدهای بیچاره خودش سواری میکنه ... ...
نویسنده :
مامانی
9:01
جشن تولد
روز پنج شنبه برای آیدین جون جشن تولد گرفتیم و خیلی خوش گذشت . آیدین از فشفشه و فوت کردن شمع خوشش اومد و بعد از بریدن کیک شروع به لیس زدن چاقوی کیک کرد . بعد از تولد هم هرروز براش یه فشفشه روشن میکنم ذوق میکنه و یه شمع فوت میکنه و هر بار که فیلم تولدش رو میبینه میگه کیک میخام . کلاه تولدش رو میزاره و یه کلاه هم سر من و میگه تولد بخونیم و خودش شروع میکنه به خوندن : تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی ان شاءالله 120 ساله بشی مامان جان دوستت دارم نفسم بازم تولدت مبارک با یه دنیا آرزوی خوب از بابایی هم تشکر بخاطر کیک خوشگلش آیدین و مهموناش آیدین و کادوی تولدش ...
نویسنده :
مامانی
8:56
آیدین جان دوسالگیت مبارک ...
امروز دومین سالگرد تولدته مامان جان . واقعا چه زود گذشت ... باورم نمیشه دو سال گذشته باشه از روزی که خدا بهترین و زیباترین هدیه اش رو برای ما فرستاد و ما رو لایق تو دونست . با اومدن تو بهترین و قشنگ ترین لحظه ها و روزها وارد خونه خوشبختیمون شد و تولدت شروع خوشبختی ما بود . دوستت دارم نفسم . زندگیت سرشار از خوشبختی عزیزم ...
نویسنده :
مامانی
9:00
خط خطی
از وقتی آیدین مداد دستش گرفت و نقاشی کردن رو یادش دادیم خیلی تو نقاشی هم پیشرفت کرده و بنظرم برای بچه 22 ماهه واقعا عالیه . مثلا یه صورت آدم میکشه با چشم و گوش و بینی و لب خندون و موهاش که چقدر قشنگه .یادم باشه از نقاشیش عکس بگیرم .دیروز هم یه گنجشک میکشید عالی بود و ما تعجب کردیم .درخت و کوه هم میکشه . خلاصه گاهی وقتها روی دیوارها هم اثر تاریخی به جا میگذاره که یه روز پاک کن دادم و بیچاره یه سری رو پاک کرد ولی نمیدونم چه مزه ای داره نقاشی رو دیوار برای بچه ها. هر جا رو که فکرشو بکنی یا نکنی خط خطی کرده .پشت بشقاب غذا ! روی چرخ خیاطی ! در قابلمه ! جالبترینش روی کمر من ! یه روز که مشغول خیاطی بودم یه لحظه یه چیزی رو پشتم احساس کردم و او...
نویسنده :
مامانی
8:48











