آیدین کوچولوآیدین کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره
آوینا خانمآوینا خانم، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

امید من آیدین

انارستان

امسال برای اولین بار رفتیم جشنواره انار امامزاده علی اکبر روستای اسفه شهرضا . جالب بود. قدم به قدم انار بود . چند سال بود که انار شیرین و آبدار نخورده بودیم. برای همین تصمیم گرفتیم بریم. راه طولانی بود و ناآشنا .‌ ولی بچه ها مشتاق بودن و صبح زود بیدار شدن. هم انار خریدیم. هم غذای خونگی برای ناهار ، بعد از زیارت و نماز برگشتیم. قیمتها آنچنان مناسب نبود ولی کیفیت انارها بهتر از شهر خودمون بود.  تمام باغ های انار دیوارکاهگلی داشتن و چون محصولشون هنوز روی درخت بود اجازه ورود نمیدادن حتی برای عکاسی ، فقط یه باغ بود که به روی مردم باز بود و ما هم از این فرصت استفاده کردیم. به اندازه شب یلدامون هم انار خریدیم. امیدوارم تا اون موقع سالم و ...
18 آبان 1403

آغازی دوباره

امشب ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ در حال پاک کردن سبزی بودم که یهو یادم افتاد یه زمانی آیدین وبلاگ داشت و با کمک یادآوری بابا ، اسم صفحه رو زدیم و باز شد ! بعد ۴ سال نام کاربری و رمز عبور درست تو ذهنم بود و تونستم وارد بشم. ان شاءالله از این به بعد اتفاقات جالب زندگیمون رو میزارم. مخصوصا که. آیدین هم چندباری گفته برام پیج اینستا درست کن. حالا دیگه میگم بیاد همینجا فعالیت بکنه. آیدین امسال کلاس چهارم رو تموم کرد و شنبه قراره جشن پایان سال تحصیلی تو مدرسه براشون بگیرن. آوینا خانم هم از پیش دبستانی فارغ التحصیل شد . به امید سلامتی تمام بچه های سرزمینم . ...
27 ارديبهشت 1403

چقدر دیر

سلام دوستان نی نی وبلاگی. وای امروز که اومدم سراغ وبلاگ آیدین  اصلا باورم نمیشه آخرین پست مربوط به عید 99 بوده . من این مدت اینقدر درگیر و مشغول  بودم اصلا نرسیدم به وبلاگ . آیدینم فداش بشم کلاس اول شد و آموزش مجازی و منم شدم معلم آیدین و آویناخانوم هم با شیطنتاش و شیرین زبونیاش هم حسابی کلاس اولی شده . سعی میکنم خاطرات این یکسال رو فشرده ورق بزنم. دوهفته دیگه ان شاءالله  عید ۱۴۰۰ میرسه.امیدوارم سال خوبی در انتظار  همه مون باشه به امید خدا
17 اسفند 1399

عید ۹۹

با دوماه تاخیر سال نو مبارک.😉 سال تحویل ۷صبح بود و من حدس میزدم بچه ها اونموقع خواب باشن. برای همین مراسم عید رو شب برگزار کردیم.بچه ها حسابی شادی کردن و بعدم شیرینی خوردن و ساعت ۱ خوابیدیم.فردا صبحش متوجه شدم داخل سفره هفت سین تخم مرغ نزاشتم.سالهای قبل آیدین زحمت تزیین تخم مرغ ها رو میکشید.امسال یادمون رفت. تو پهن کردن سفره هم خیلی ذوق داشت و همکاری میکرد. امسال درک بهتری از ۷ سین داشت و هر کدوم رو که داخل سفره می‌گذاشت میپرسید که این برای چیه. آوینا بلا هم در حد خودش همکاری که نه، خرابکاری 😉 میکرد و هی  وسایل رو جابجا  میکرد. خلاصه امسال وروجک خانم نقش بیشتری داشت. خدا حفظت کنه.  به دلیل بیماری کرونا پ...
18 ارديبهشت 1399