آیدین کوچولوآیدین کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره
آوینا خانمآوینا خانم، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

امید من آیدین

کاردستی

اینم هنرنمایی های جدید آیدین . از این شاه کارها که میکنه خیلی ذوقم میشه   همه مامانا اینجورین یا فقط من اینجورم؟!  این تانک هست که ازش گلوله هم شلیک شده  اینم هواپیما . ای جانم قربونت برم مامانی  اینم ربات آیدین ! ...
21 مرداد 1397

شن بازی

یکی از روزهای تابستون آیدین رو برده بودم خانه بازی و بیشتر مدت آیدین مشغول شن بازی بود.به بابایی پیشنهاد دادم وقتی رفتیم باغ از کنار رودخونه براش ماسه بیاریم و بساط شن بازی رو تو خونه براش آماده کنیم. بابایی هم براش این کار رو انجام داد و آیدین حسابی مشغول شده بود. تا اینکه از سر شیطنت شن ها رو میریخت تو راه پله و کار من شده بود جارو کردن  فعلا بابایی شن ها رو جمع کرده تا هم فضای مناسبش رو پیدا کنیم و هم مجددا شن بیاریم.آخه بیشترش جارو شده و رفته     پ ن :واقعا متاسفم برای اون عمه و عمو که برادرزاده شون رو ندیدن و میان از وبلاگ عکساشون رو برمیدارن. ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی  تو بمان و دگران وا...
20 مرداد 1397

بهار 97

آیدین در دید و بازید عید آیدین در سیزده بدر آیدین رفته کنگر چینی ( البته ماشین بازی ) عیدت مبارک پسر گلم. همیشه به تفریح الهی پسند یادت نره دوست من  ...
5 ارديبهشت 1397

بی خوابی

عزیزکم چندروزه که کمردرد دارم و به سختی تو و آوینا رو جمع و جور میکنم.شبها راحت نمیتونم بخوابم.امشب هم از ساعت 3 بیدار شدم و یه سر بهت زدم .یه مدته شبها اتاق خودت و تنها میخوابی.ولی امشب در اتاق رو که باز کردم متوجه شدی و گفتی مامانی من تنهام.منم گفتم بیا پیش بابایی بخواب و بالش و پتو رو آوردم و تو خوابیدی.ولی بی خوابی زده سرم و به وبلاگت یه سری زدم.وبلاگ دوستان رو سر زدم و ممنون بابت نظراتشون.سن شمار رو که دیدم امروز سه سال و 8 ماهه شدی. از ذوق تصمیم گرفتم برات بنویسم.صدای اذان هم اومد و من همچنان بیدار.الهی خدا همیشه نگهدارت باشه و مهمون دلت.قشنگم دلت رو به خدا بسپار تا هیچ وقت تنها نباشی   ...
2 ارديبهشت 1397