آیدین کوچولوآیدین کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
آوینا خانمآوینا خانم، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

امید من آیدین

آیدین مو قشنگ

امروز آیدین رو برای واکسن 18 ماهگیش بردم مرکز بهداشت . خداروشکر واکسنهاش به خیر و خوشی تمام شد و رفت تا 6 سالگی . همه خانمهای مرکز میگفتن چه موهاش قشنگه پسر مو طلایی . از اول تولدش فقط یه بار تاحالا بابایی موهاش رو کوتاه کرده و حالا شده این . من میگم موهاشو کوتاه کنیم ولی بابایی میگه قشنگن بزار باشه . ولی هم شستنش سخته هم خشک کردنش مخصوصا که الانم هوا سرده . توخواب هم  موهاش عرق میکنه همش نگرانم که سرما نخوره . تصمیم گرفتیم ببریمش آتلیه چندتا عکس خوشگل ازش بگیریم بعد موهاشو کوتاه کنیم . به قول مادرجون موی بلند جلوی رشد بچه رو میگیره. مسئول مرکز بهداشت هم تایید کرد . ...
3 اسفند 1394

شیرین زبون مامان

آیدین عزیز ما زبون باز کرده و شیرین زبونی هاش دل آدم رو می بره . اولین چیزی که گفت کلمه " داد " بود . بعد "دانگو " که نفهمیدیم بالاخره به چی میگفت دانگو . کلمه  " اللاک " رو هم برای الله اکبر و نماز خوندن استفاده میکنه . کلماتی که درست میگه اینان : مامان - بابا - عمه - آب - عمو - نان - نی نی - آجی - دادا - دود - پا - مو  - آهو - داد اینم کلماتی که به زبون خودش میگه و منظورش رو پیدا کردیم الهی قربونش برم عسل مامان  ننا : ننی               للا  : زهرا         ...
14 دی 1394

شب یلدا

                        به صد یلدا الهی زنده باشی                  انار و سیب و انگور خورده باشی                         اگر یلدای دیگر من نباشم                      تو باشی و تو باشی و تو باشی ...
1 دی 1394

کتاب جدید

چون آیدین علاقه زیادی به کتاب داره 4 تا کتاب جدید براش خریدم. خرس کوچولوی بازیگوش رو هم که دفعه قبل پاره کرد دوباره خریدم . خیلی خوشحال شد... ...
25 آذر 1394

رانندگی

آیدین به رانندگی علاقه داره. فقط منتظره بابایی از پشت فرمون بلند بشه ... سریع میشینه جاش و فرمون رو میچرخونه ، راهنما هم میزنه  بالا و پایین دادن شیشه رو هم بلده . ولی چیزهایی رو که نتونسته یعنی اجازه ندادم  انجام بده خوابوندن ترمز دستی و عوض کردن دنده است . اونروز سوار تاکسی بودم میخواست دنده عوض کنه که دستش رو کشیدم ولی راننده گفت چکارش داری دستش رو نکش . دنده رو عوض کرد آورد دو و گفت بیا دست بزن . آیدین هم که آزاد بود دیگه به دنده دست نزد . بالاخره تجربه راننده بیشتره . شایدم وقتی میخوام مانع کار آیدین بشم بیشتر اصرار میکنه ولی آزادش که گذاشتم دیگه به دنده دست نزد . اینم یه تجربس شاید تو چیزهای دیگه هم بشه استفاده کرد. ...
19 آذر 1394

دختر

آیدین بعضی وقتها شونه یا تل سرم رو برمیداره و روی سرش میگذاره . این موقع صداش میزنم آیدا خانوم... ...
19 آذر 1394

نماز

آیدین از همون اول علاقه خاصی به اذان داشت و براتون گفتم که پای تلویزیون از اول تا آخر اذان رو نگاه میکنه فداش بشم . آیدین کلمه الله اکبر رو به این صورت میگه : اللاک . و موقع نماز خوندن با پهن شدن سجاده میگه اللاک و شروع به نماز میکنه . همه خانوادمون آیدین رو به این کلمه میشناسن : اللاک . با الگو گرفتن از بابایی دیگه همه اعمال نماز مثل نیت و سجده و رکوع و قنوت رو هم یاد گرفته . تازگی ها هم برگه های دعای داخل سجاده رو برمیداره و بعداز نماز سلام به من میده تا از روشون بخونم و وقتی میگم تموم شد برگه ها رو از من میگیره و خودش شروع به خوندن میکنه . دیگه تسبیح انداختن دور گردن که فکر کنم کار همه بچه ها باشه . خدا خودش نگهدار عزیزامون باشه و ال...
17 آذر 1394

مسواک زدن

بعد از یکسالگی آیدین بود که متوجه شدم دندونهای جلوش در اثر قطره آهن کمی سیاه شدن . چون من قطره آهن رو میریختم ته حلقش بعد آب پرتقال یا شربت آبلیمو میدادم میخورد. بابایی گفت از این به بعد دندونهاش رو با دستمال پاک کن . یه مدت هم اینکارو کردم و آیدین خودش بعد از قطره دستمال رو به دندوناش میکشید قربونش برم . تا اینکه بابایی پیشنهاد بهتری داد و گفت قطره آهن رو بریز داخل آب پرتقال و بده بخوره . تو بروشور قطره خونده بودم که میشه رقیقش کرد ولی انجام نداده بودم. با انجام این پیشنهاد بابایی واقعا تاثیر قطره آهن روی دندونای آیدین کمتر شد و حالا با خیال آسوده تری بهش قطره میدم . البته براش مسواک هم خریدم و هر شب که قبل از پوشک کردن میشورمش براش مسواک ه...
17 آذر 1394